تبليغاتX
تنهایی عاشق بودن

تنهایی عاشق بودن

اینجا فقط ماله توست

خیلی وقته دلم گرفته

معلوم هست کجایی؟!

می خوام پیدات کنم..ولی چه جوری؟!!!!   این دفعه با یه دله پر از دلتنگی اومدم...

 

 

 

 

احساس قشنگیه وقتی بدونی یکی دوست داره اماقشنگترین احساس وقتی است که بدونی یکی تو رو هرگز فراموش نمیکنه

 

 

  حس کردم خيلي دور شدم. خيلي دور . نه از اون ، از خودم! ديگه خودم نبودم . کجا جا گذاشته بودمش؟

بايد بر گردم پيداش کنم. زود بايد پيداش کنم. خيلي دلم براش تنگ شده


 

کجايي؟


 

کي تو رو از من گرفت؟
کي دزديدت؟

...

 

نمي دونم . فقط مي دونم مي خوام زودتر پيدات کنم. فقط اي کاش زيادي دير نشده باشه.

 

 

 

تنهایی خیلی تلخه! وقتی که بی تو هستم! تنها می مونه دستم! با این دل شکستم


تنهایی خیلی درده! اگه نیای به خوابم! وقتی تو اضطرابم! توام ندی جوابم


تنهایی خیلی سرده! وقتی پیشم نباشی! آتیشم نباشی! بیدار می شم نباشی

 

 

                       اکنون که فاصله ها با تمام قدرتشان من و تو را از هم جدا کردند

 

چگونه حرفها اداي حق کنند؟


 

چگونه قلبها باور کنند تنها نيستند؟


 

چگونه ثانيه ها هدفمند بودنشان را باور کنند؟


 

چگونه قلبم باور کند آن دورها کسي دوستش دارد ؟


 

يا براي او مي تپد؟


 

چگونه اميد دوباره بر روي وجود بي کسم خيمه بزند ؟


 

در حالي که لحظه هايم تمام از نا اميدي ميسرايد؟


 

چگونه باور کنم؟


TinyPic image

 

یعنی هنوز امیدی هست؟

یعنی می تونم پیداش کنم؟!!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 اردیبهشت1387ساعت 20:10  توسط تنهای بی تو  | 

درد دل همیشگی

دلم تنگ است برای دستانی که هر گز در اغوشم نگرفتند دلم تنگ است برای سخنانی که هرگز بیان نشدند دلم تنگ است برای زیباترین افکار. زیباترین صداها. زیباترین چهره ها... دوستت دارم

 

 

 

میخوام به سردی شبهام بخندم... میخوام به پوچی فردام بخندم... وقتی میبینمت با دیگرونی... تو اوج گریه هام میخوام بخندم... میخوام داد بزنم تنهای تنهام... میخوام وقتی میگم تنهام بخندم...

 

 

 

 

عشق امانت با ارزشي ست که هر کسي تو قلبش ميزاره براي همينه که هر وقت بخواي عشقت رو از کسي پس بگيري بايد قلبشو بشکوني

 

ا

ی جاودانه ترین . . . آن گاه كه عشق زمینی را تجربه می كردم ، دلم چیزی فراتر می خواست . خط بطلان بر تمام آن ها كشیدم و دل در گرو عشق تو سپردم . نوری از عشق تو مرا در گرفت . چه عشقی و چه حلاوتی ، چه نعمتی . . . خداوندا ! عشقت را از من دریغ نكن...

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 14:52  توسط تنهای بی تو  | 

چی می شد فراموشت کنم

هميشه با بدست آوردن اون کسي که دوسش داري نمي توني صاحبش بشي گاهي وقتا لازم هست که ازش بگذري تا بتوني صاحبش بشي ،همه ما با اراده به دنيا با حيرت زندگي مي کنيم و با حسرت مي ميريم . اين است مفهومزندگي کردن پس هرگز به خاطر غم هايت گريه مکن و مگذار اين زمين پست شنونده آواي غمگين دلت باشد افسوس آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد ... براي آنچه از دست رفته آه مي کشيم

 

 

           

 

  چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زيبايی ها را تنها ديدن و چه بدبختی آزار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن ! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویــــــــــــر است...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 22:14  توسط تنهای بی تو  | 

دلم از ازمین و زمان پره

بازم سلام

بازم اومدم

البته باید زودتر از اینا می اومدم...ولی مگه این درس و امتحانا می ذاره من بیام نت...اینقدر دلم گرفته بود و دوست داشتم بیام آپ کنم ولی وقت نمی شد ...ولی من که همیشه به فکرتم پس زیاد فرقی نمی کنه...اینجا هم یه جایی هست مثل ذهنم که نوشتنش با ننوشتنش فرقی نمی کنه...خودمو با درسام سرگرم می کنم...اما به زور..چون چاره ای ندارم...یه چند روزی هم دندونام درد گرفته ..رفتم دکتر گفت باید عصب کشی کنی...البته عصب کشی هم ریسکه شاید خوب شه شاید هم نشه...وای خدا ..نمی دونی چقدر درد می کنه...گفتم آقای دکتر بکشش راحت شم من که از هیچی شانس نمیارم...گفت نه هنوز جوونی دختری حیفه بکشم....من که از خدامه بکشم به جاش مصنوعی بذارم....یه چند روزه قرص می خورم دردش خوابیده تا ببینم چی میشه....

من که هزار تا دردم  با قرص تسکین نمیشه..شبا رو چه کار کنم..واسه اون باید چه قرصی بخورم...شبایی که تا گریه هام تموم نشه خوابم نمی ره..شبایی که بدونه شام می رم تو رختخواب غذامو با گریه سیر می کنم تا خوابم بره..واسه این درد باید چه کار کنم...چه راهی داره...فکر اینکه اگه دانشگاه قبول نشم چه کار کنم..اگه یه موقع نتونم بیام اونجا چی....این از آینده ی پوچ و این هم از زندگیه بی مصرفم...دیگه نمی دونم باید چه کار کنم...سر به کجا بدارم....بازم باید همین جا باشنم و بمونم...هیچ راهی ندارم....

 

 

بي بي فاطمه من چي بگم خودت مي دوني چقدر دلم تنگه

خودت مي دني  چقدر محتاجم  منه كمترين هم بهت نياز دارم


 

به دادم برس بي بي خيلي خستم ارومم كن كمكم كن دستمو بگير


 

ديگه تنهايي داره نابودم مي كنه مثل هميشه پناه بي  پناهيم و كس


 

بي كسي هام باش دستم به دامنت  بي بي جون  قربون پهلوي شكستت


 

چرا دوست نداشتي بيايم زيارتت بي بي جون دل تنگي هامونو به كي  بگيم


 

مگه ما كي رو داريم . بي بي مرضيه خيلي ها دلشون تنگه خيلي ها دارن هر


 

مي شكنن ام ابيها به فرياد دلامون برس .


 

خدا يا تورو قسم به عصمت و پاكي مادرم زهرا (س) به فر ياد دل درد مندا برس به


 

فرياد دل منم برسي به هيچ جاي اين دنياي بزرگت بر نمي خوره


 

 

 

 

تو عبور از جاده ي بي كسي نااميدانه حركت مي كني


 

اسم جاده روشه مي دوني كه تنهايي و بي سر پناه


 

فقط انتهاي جاده يه روزنه هست به اسم اميد مي خواي به اون برسي


 

اين سفر رو خيلي ها شروع كردن مي بيني كه توي راه خيلي ها از پا افتادن


 

اما مي خواي بري به سر منزل مقصود برسي ايمان داري اعتقاد داري اما


 

باور هم داري كه براي رفتن براي رسيدن به چيزي هايي نياز داري


 

كه هنوز تو كوله بارت نيست حركت كن همه ي اون چيزي هايي كه


 

 لازم داري خودشو ن يه جا يي اگه لايق باشي مي ان سراغت اين كلام پير و


 

درويش عارف اين سرزمين بود اغاز كردم حركت كردم تا  اينكه ديدم ديگه ياراي حركتم نيست


 

اينجا بود كه به يه خسته رسيدم از اينكه به حرف درويش گوش كرده بودم ناراحت بودم


 

اين خسته چطور مي تونست منو ياري كنه وقتي خودش نياز به كمك داشت


 

اما حالا من همراه اون خسته ما شديم منه خسته شدم منه عاشق اون خسته هم


 

شده معشوق شده معني عشق يکي که تند باد سرنوشت رو خوب درک کرده  خوب


 

 

بلده چطور بايد از سختي ها بگذره حتي با پاي پياده  .


با پاي پياده هم مي شه عبور كردبه شرط اينکه دله عاشق داشته باشي

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 20:5  توسط تنهای بی تو  | 

تولدت مبارک

bbnb.gif

تعطیلات هم گذشت...از فردا میریم مدرسه...هر چند همون اندازه که می خواستم نتونستم بخونم ولی دیگه گذشت..از این دفعه بیشتر تلاش می کنم  تا راضی باشم...پنجشنبه روز تولدت بود...نشد درست و حسابی بهت تبریک گم...اگه از دستم ناراحت هم شدی ببخش ...دست خودم نبود نمی تونستم طاقت بیارم و بهت تبریک نگم...می دونم خودت هم از روز تولدت خوشحال نبودی...امیدوارم سال دیگه با شادی این جشن رو بگیری ...امیدوارم هر چه زودتر ناراحتیت بر طرف بشه..اگه خوشحال باشی منم شادم...

 

8a.gif

 

animatedhappybirthday-redst.gif

 

bbn.gif

 

bbnm.gif

 

+ نوشته شده در  جمعه 16 فروردین1387ساعت 22:1  توسط تنهای بی تو  | 

ساعت 2 نیمه شب

نمی دونستم یه جای کار می لنگه . این چیزا واسم مهم نبود . فقط با تو بودن واسم ارزش داشت . نمی دونستم منم واسه کسی مهم هستم یا نه . اشتباهم همین جا بود . الان احساس می کنم تو یه قفس گیر کردم . هرچه قدر زور می زنم نمی تونم بیرون بیام . هنوز باورم نشه که تنها شدم . هنوز باورم نشده تنهایی منو کسی نمی تونه پر کنه . هیچکس نمی تونه تنهاییامو ببره .می ترسم اگه دوباره صدات کنم و باهات حرف بزنم بیشتر زجر بکشم . مثل اون روزا . ولی زجر کشیدنش آسون بود  . قابل تحمل بود . اما الان چی . زجر کشیدنش فقط ماله خودمه . دیگه مال هیچکس نیست . تو از کجا می خوای بدونی من الان چمه . اصلا این چه حرفیه می زنم . تو که اصلا نمی خوای بدونی من چمه  . الان فکر می کنی رفتم پی زندگیم . فکر می کنی خیلی شادم . فکر می کنی تو رو فراموش کردم . اشکال نداره . شاید بهترین کار همین باشه . یه هفته دیگه مدرسه ها باز می شه . شرمنده شاید نتونم زیاد بیام اینجا و بهت سر بزنم . اگه هنوز هم منو یادته واسم دعا کن درسامو خوب بخونم . اگه هنوز یادت هست سال دیگه کنکور دارم واسم دعا کن خدا کمکم کنه . هنوز نمی دونم واسه چی این همه اصرار می کنم بیام پیش تو . بعضی وقت ها این احساس رو دارم که چقدر دنیای بی رحمیه .

+ نوشته شده در  شنبه 10 فروردین1387ساعت 9:43  توسط تنهای بی تو 

سفر

چند روز پيش مسافرت بودم.هر وقت ميرم مسافرت و تنها ميشم ياد تو فكر تو ذكر تو اسم تو ديوونم مي كنه. اونقدر اسمتو صدا مي كنم تا نفسم ميگيره. اونقدر در فراقت گريه مي كنم تا اشكم تموم بشه. اونقدر عكستو نگاه مي كنم تا پلكام رو هم بيافته. فكر مي كردم ازت دور بشم فراموشت مي كنم. اما هر روز كه ميگذره بيشتر و بيشتر دوستت دارم. بيشتر مطمئن مي شم كه ديگه زيبا تر از تو نمي تونم پيدا كنم. تو واسه من همه چيز بودي. همه كسم بودي. هيچ كسيو نمي تونم مثل تو تو قلبم راه بدم و جا بدم. اما تو ...

 

 

چه مغرورانه اشك ريختيم چه مغرورانه سكوت كرديم چه مغرورانه التماس كرديم چه مغرورانه از هم گريختيم غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند هديه شيطان را به هم تقديم كرديم هديه خداوند را از هم پنهان كرديم...

 

+ نوشته شده در  جمعه 9 فروردین1387ساعت 17:58  توسط تنهای بی تو 

عشق نا تمام

  امشب هم از اون شبایی هست که تا اینجا ننویسم خوابم نمی بره...

    وای که چه فکرایی که نمیاد به ذهنم . الان سه روزه از عید گذشته . وقت زیادی ندارم . باید شروع کنم.باید واسه درس خوندن و برنامه ریزی کردن و اومدن پیش تو آماده بشم. باید سخت تلاش کنم . فکر می کردم الن پیشم باشی و بهم امید می دی . ولی چی فکر می کردم چی شد. باید تنهایی و فقط با فکر کردن به تو بقیشو ادامه بدم . همش به این فکر می کنم ه شاید نتونم بیام  . شاید قبول نشم. این فکر داره منو دیوونه می کنه. باور کن اگه قیول نشم خودمو می کشم . فقط از این راه می تونم بیام پیش تو . زندگی من فقط تو این خلاصه شده . که اونم هیچ امیدی توش نیست. چون واسه هیچ و پوچ تلاش مس کنم . چون هدفی واسه اومدنم ندارم . فقط یه فرق داره . اینه که منو به تو نزدیک تر می کنه. می تونم واسه روزای بیشتری پیشت باشم. اما اگه این فکر و عشق به تو بزاره من بیام . می ترسم از عشقت تا بیام اونجا جونی نداشته باشم . می ترسم تا اون موقع زنده نباشم . نمی دونم واسه چی باید بیام . نمی دونم اگه بیام به صلاحم هست یا نه . ولی می دونم که باید بیام تا راحت شم . از اینجا موندن و هر شب اشک ریختن بهتره . فعلا اینجوری فکر می کنم . خدایا بازم خودت کمکم کن .

 

اون كه رفته ديگه برگشتي نداره
عمر تو مي گذره اما
واسه اون ارزش نداره
اون تو فكرت نمي مونه
ديگه از تو نمي خونه
عشقتو مي بره  از ياد
اگه حتي تو پري شي
اون ديگه تو رو نمي خواد
اون كه رفته ديگه
برگشتي نداره جاي تو تو آسمونش
يه دونه ستاره داره
تو چرا به پاش مي سوزي
چشم به راه اون مي دوزي
اون كه رفته از تو حتي
يه نشوني هم نبرده
گل لبخند تو چيده
سهم شادياتو برده
اون كه رفته ديگه برگشتي نداره
واسه عشق نا تمومت ديگه پاياني نداره
اسم تو براي لب هاش ديگه معنايي نداره
اون كه رفته ديگه برگشتي نداره
عمر تو مي گذره اما واسه اون ارزش نداره

 

 

          Click for Full Size View

 

تاحالا کسی اينا رو به فارسی ساخته؟
من اوليشم!
فقط هم به خاطر تو.
و می خواستم بهت بگم که هنوز هم ...

 

          **                       
  **                               
     *     *        *   *      *   
*    *     *    * * *  * *      *  
*    *     *    * * *  * *   *  *  
 **** ***** **** * *   ***   ***   
                         *         
                      ***          
                                   
                                   
                    *              
                    *              
      **      *     *      *       
     *  *     *     *       *      
     *   *    *     *    *  *      
      ****    *     *    ***       
     *        *                    
     *     ***                     
     *                             
       

 

من بی تو يک بوسه ی فراموش شده ام؛ يک شعر پر از غلط؛ يک پرنده ی بی آسمان؛ يک نسيم سرگردان؛ يک رويای نا تمام.

من بی تو بهاری غريبم که در برف متوقف مانده؛ يک جويبار سرد که هيچ وقت به دريا نمی رسد.

يک عشق با شکوه که مجالی برای شکفتن ندارد.

بودنت زود گذشت؛ و نبودنت را هنوز باور نمی کنم...

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 فروردین1387ساعت 0:13  توسط تنهای بی تو 

سال تحویل کنار تو

سلام عزیزم

عیدت مبارک...

بازم اومدم پیش تو...این نزدیک ترین جایی هست که تو رو احساس می کنم .

امیدوارم سال خوبی رو کتار خانوادت داشته باشی....امیدوارم خدا هم به من این توانایی رو بده که تا اونجایی که می تونم تلاشمو بکنم و درسمو بخونم...تا بتونم بیام پیش تو..حتی اگه یه لحظه باشه..حتی اگه لحظه ی کمی باشه...امیدوارم تو هم هر چه زودتر همون چیزی رو که از خدا می خوای بهت بده..امیدوارم سال جدید رو با دلی شاد و روشن شروع کنی و تا آخر سال هیچ غمی به دلت راه پیدا نکنه...امیدوارم آرزوت تو همین سال براورده شه و همه چی به خوبی بگذره..امیدوارم همیشه خوش باشی و درسات هم به خوبی پیش بره..امیدوارم کنار خانواده همیشه سلامت باشی...

برات بهترین آرزوها رو می کنم...

خوش باشی عزیزم

 از صمیم قلب دوستت دارم....

هرگز تو را فراموش نخواهم کرد
حتی اگر مرا از یاد ببری
و هرگز از تو رنجور نخواهم شد

چرا که دوستت دارم
دیوانه وار عاشقت شدم...
چرا که مهربانی را در تو دیدم
با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی..
و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم.....
نه تو از عشق من دست می کشی
و نه قلب من از عشقت روی گردان می شود..
سوگند که وجود تو در سرنوشت من نوشته شده است...
و اگر با مژگانت اشاره ای کنی....
فرسنگها...را خواهم پیمود....
چرا که شب عشق بسیار طولانی ست...
و قلبم در آرزوی تو می سوزد....
آنگاه که از برابر  دیدگانم دور شوی.....
خورشید وجودم پنهان می گردد.....
ابر های غم و اندوه مرا در بر می گیرد....
و به دنیای غریبی می برند....
همیشه در قلبم حضور داری....
عشقت زندگیم را گلباران کرده است..
تمامی این دنیا را با قلبی پر از رمز و راز در کنارت طی کرده ام

تمامی این دنیا را با قلبی پر از رمز و راز در کنارت طی کرده ام

 

 

 

 

Click for Full Size View

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 فروردین1387ساعت 9:16  توسط تنهای بی تو 

دیشب بازم تو دفترم حرف از تو بود

دارم به چی فکر می کنم...واسه چی باید فکر کنم...؟ شاید این هم یکی از مراحلش باشه...یعنی باید بگذرونم؟

سخته اما شیرینه. دوست داشتنی هست. درسته بعضی وقت ها یه لحظه دیگه نمی تونی طاقت بیاری ولی بازم شیرینه...نمی دونم آخرش چه جوری می خواد تموم بشه...خیلی سخته یه راهی رو بری که یه خورده هم امید نداشته باشی..اما دوست داشته باشی سختی شو تحمل کنی. شده تا حالا اینجوری بشی؟!

تو که دیگه باید این چیزا رو بفهمی.درک کنی.کاشکی می شد فقط یه لحظه درکم می کردی.شاید هم نه . خوب شد که درکم نمی کنی . مگه تو چه کار می تونی بکنی.امشب بازم می خواستم بخوابم که قبلش اومدم یه سرکی به تو زدم. از حالت با خبر شدم . بازم مثل هر شب اشک ریختم . به خاطر اینکه تو اشک ریخته بودی. این درد واسه تو هم شیرینه و باور کن آرزومه که تو به آرزوت برسی . خوشحالی تو خوشحای من هم هست . تو خوب باشی منم خوبم. کاشکی اینقدر دور نبودی . کاشکی راه ها باز بود واسه من و تو . کاشکی میدیدمت و دیگه اینقدر تو چهره های غریبه دنبال تو نمی گشتم .

امشب نمی دونم چمه . شب چهار شنبه سوری . شبی که تو مثل هر سال نبودی . دوست دارم خدا یه بار دیگه دعامو بگیره و مستجاب بشه.دعام اینه که خدا هر چه زودتر بهت آرامش و صبر و توکل بده...آمین

 

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،

و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،

و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،

و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.

آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،

بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی

و امیدوام اگر جوان هستی

خیلی به تعجیل، رسیده نشوی

و اگر رسیده‌ای، به جوان‌نمائی اصرار نورزی

و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی

چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد

و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند

امیدوارم که دانه‌ای هم بر خاک بفشانی

هرچند خُرد بوده باشد

و با روئیدنش همراه شوی

تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 13:38  توسط تنهای بی تو